لپتوسپیرا

لپتوسپيرا و لپتوسپيروز

لپتوسپيروز ، عفونت مشترک انسان و حيوان بوده که انتشار جهاني دارد و به وسيله اسپيروکت هاي جنس لپتوسپيرا ايجاد مي شود. سيستم طبقه بندي مرسوم، بر اساس خواص بيوشيميايي و سرولوژيکي براي تمايز گونه هاي بيماري زا، لپتوسپيرا اينتروگانس و گونه هاي آزاد غير بيماري زا ، لپتوسپيرا بي فلکسا مي باشد . گونه هاي مختلف لپتوسپيرا اينتروگانس را مي توان حداقل به 200 سروواريته تقسيم نمود . گروه هاي سرولوژي بر اساس خاصيت آنتي ژني آنها شنايسايي مي گردند و به طور عمده در آزمايشگاه مورد استفاده قرار مي گيرند.

سيستم طبقه بندي ديگري بر اساس مطالعات هيبريداسيون DNA-DNAانجام شده است که ميزان زيادي از نا هم تيپي را در بين دو گونه قبلي اثبات کرده است . سه جنس در طبقه بندي جديد وجود دارد که شامل يک جنس لپتوسپيرا و دو جنس غير بيماري زا که هر کدام داراي يک گونه هستند . جنس لپتوسپيرا داراي چندين گونه بيماري زا بوده و جنس غير بيماري زا مي باشد .

طبقه بندي سرولوژي که مرسوم است، از نظر مولکولي محدوديت هايي دارد، اما در بررسي هاي اپيدميولوژي مفيد است . در هر حال ، شناسايي سرولوژي را نمي توان براي شناسايي مولکولي مورد استفاده قرار داد . لپتوسپيراها بر اساس طبقه بندي قبلي در زير شرح داده شده است .

بیماری زایی و يافته هاي باليني

لپتوسپيرا از راه آب و غذاي آلوده وارد بدن انسان شده و عفونت را آغاز مي کند. اين باکتري گاهي از راه غشاء مخاطي يا خراش پوستي وارد بدن مي شود .

دوره کمون بيماري لپتوسپيروز حدود 1 تا 2 هفته بوده و سپس تب بروز مي کند . در اين حالت، اسپيروکت هاي زيادي در خون وجود دارند . اين باکتري از راه خون به اعضاي پارانشيمي ( بويژه به کليه و کبد ) مي رود و موجب خون ريزي ، نکروز بافتي و اختلال در اعضاي گرفتار شده مي شود و به صورت يرقان، هموراژي و احتباس نيتروژن ظاهر مي گردد .

بيماري لپتوسپيروز اغلب دو مرحله اي است . بعد از بهبودي مرحله اوليه ، مرحله دوم بيماري ظاهر مي شود . در اين حالت ، تيتر آنتي بادي IgMافزايش يافته و مننژيت اسپتيک بروز مي کند که با سردرد شديد، سفت شدن گردن و افزايش لنفوسيت ها در مايع مغزي نخاعي همراه است .

نفريت و هپاتيت ممکن است بروز نمايد و گاهي ضايعاتي در پوست ، عضلات و چشم ظاهر مي شود . شيوع و ميزان گرفتار شدن اعضاي مختلف بدن به انواع مختلف لپتوسپيرا بستگي دارد که در سراسر نقاط جهان مختلف است. بسياري از عفونت ها خفيف و يا بدون علائم (مخفي) هستند . عارضه هپاتيت به وسيله لپتوسپيرا شايع بوده و برعکس هپاتيت هاي ويروسي ، ميزان آنزيم کراتين فسفوکيناز اغلب بالا است .

در بسياري از حيوانات اين عفونت ها، کليه به عفونت مزمن دچار مي شود و لپتوسپيرا به طور دائم از ادرار دفع مي گردد که اين راه احتمالا عمده ترين منبع آلودگي در انسان است . در دومين و سومين هفته بيماري گاهي لپتوسپيرا در ادرار يافت مي شود .

در طي عفونت هاي انساني ، آنتي بادي هاي آگلوتيناسيون ، ثبوت کمپلمان و متلاشي کننده ظاهر مي شوند . سرم بيماران مي تواند حيوانات مورد آزمايش را نسبت به عفونت کشنده مصون کند . ايمني در انسان يا حيوان بعد از عفونت طبيعي ، ايجاد شده و اختصاصي است.

تشخيص آزمايشگاهي

الف ) نمونه

نمونه ها معمولا شامل خوني که به طريق استريل در لوله هپارين جمع آوري شده ، مايع مغزي نخاعي يا بافت ها که براي بررسي ميکروسکوپي و کشت مي باشند . ادرار بايد با دقت زيادي که از آلودگي اجتناب شود، جمع آوري گردد . از سرم براي انجام آزمايش هاي آگلوتيناسيون استفاده مي شود .

ب ) بررسي ميکروسکوپي

با استفاده از ميکروسکوپ زمينه تاريک يا اسميري که از خون در اوائل عفونت به طريقه ضخيم تهيه گرديده و به روش گيمسا رنگ آميزي شده در اوايل عفونت ، لپتوسپيرا را نشان مي دهد .

گاهي از نمونه ادراري و ميکروسکوپ زمينه تاريک به منظور پي بردن به وجود اين باکتري استفاده مي کنند . آنتي بادي هاي کونژگه شده با فلورسين يا ساير روش هاي ايمونوهيستوشيميايي را نيز مي توان بکار برد .

ج ) کشت

خون کامل يا ادرار را مي توان در محيط نيمه جامد فلچر يا در محيط هاي ديگر کشت داد . محيط کشت هاي انتخابي و غير انتخابي بايد به کاربرده شود . به علت مواد مهارکننده موجود در خون، فقط يک تا دو قطره از خون بايد به هر يک از 5 لوله داراي 5 ميلي ليتر محيط کشت اضافه شود . حدود 5/. ميلي ليتر از مايع مغزي نخاعي را مي توان مورد استفاده قرار داد. يک قطره از ادرار رقيق نشده را مي توان با افزودن به هر يک از رقت هاي سري ده برابر در 4 لوله به کار برد . حدود 5 ميلي ليتر از بافت خراشيده شده را براي تلقيح استفاده مي کنند . رشد اين باکتري آهسته بوده و کشت ها را بايد به مدت حداقل 8 هفته نگهداري کرد.

د ) تلقيح به حيوان

حساس ترين روش جهت به دست آوردن لپتوسپيرا آن است که مقداري از سرم يا ادرار تازه بيمار را به داخل صفاق هامستر جوان يا خوکچه هندي تزريق کنند .

اين اسپيروکت ها بعد از چند روز در داخل صفاق حيوان ظاهر شده و حيوان حدود 8 تا 14 روز بعد از تلقيح جان خود را از دست مي دهد. در کالبد شکافي ، ضايعاتي همراه با خون ريزي حاوي اسپيروکت هاي فراوان در اعضاي مختلف بدن حيوان مشاهده مي شوند.

ذ ) سرولوژي

آنتي بادي هاي آگلوتيناسيون در طي عفونت به آهستگي افزايش مي يابد و 5 تا 8 هفته بعد از عفونت به حداکثر ( 1 به 10 هزار يا بيشتر )  مي رسد، سپس مقدار آنتي بادي ها کاهش مي يابد .

آنتي بادي لپتوسپيرا را مي توان به وسيله تست هاي آگلوتيناسيون ميکروسکوپي در روي لام با استفاده از لپتوسپيراهاي کشته شده يا به وسيله آگلوتيناسيون ميکروسکوپي از ارگانيسم هاي زنده مشاهده کرد اين روش حساس ولي بسيار خطرناک است. هماگلوتيناسيون غير مستقيم گلبول قرمز توسط لپتوسپيراي جذب شده برخي مواقع مورد استفاده قرار مي گيرد. چندين آنزيم ايمونواسي نيز وجود دارند.

به علت تفاوت هاي جغرافيايي در انتشار سروواريته ها، اين تست ممکن است در مناطق جغرافيايي مختلف، حساسيت و اختصاصيت گوناگون داشته باشند.

ايمني

ايمني که بعد از عفونت با لپتوسپيرا ايجاد مي شود، کاملا اختصاصي است و فقط عليه سروتيپ عامل عفونت مؤثر است . عفونت هاي مجدد گاهي با سروتيپ هاي مختلف گزارش شده اند.

درمان

لپتوسپيروز خفيف را بايد با دوکسي سايکلين ، آمپي سيلين يا آموکسي سيلين خوراکي درمان کرد . عفونت هاي شديد يا نه چندان شديد (متوسط) را با تزريق عروقي پني سيلين يا آمپي سيلين درمان مي کنند .